نور را در پستویِ خانه ات نیز سلاخی می کنند
راه نشانم دهد
در این بیغوله ای که تا چشم کار می کند
تاریکی ست پس ِ تاریکی
سر از زمین برداشته
اما !
امان از دستِ بادهایِ هرزه ی وحشی
که نور در زهدانِ چراغ
سلاخی کردند
و
اینک
هر بُته ی خشکیده ای را
شبحی ترسناک می پندارم
گوئی قصد جانم
کرده باشد...
*علیرضا باقی
بیست و هفتمین روز از مهر نود
از خیل اسیران کهن نیستم...اما